تبليغاتX
شبنمی در کویر
ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده ایم/از بد حادثه اینجا به پناه آمده ایم
 

۱-مدتی نبودم یعنی بی آ نکه بخواهم درگیر مسائل شخصی و مادی بودم و نتوانستم به کارهای معطل مانده برسم از سویی نیز نسبت به تعهدم به دفتر تحکیم وحدت و اینکه در این مدت دوستانم را تنها گذاشته ام بسیار شرمسارم.برای عباس حکیم زاده عزیز بسیار دلتنگم و برای مجید،احمد،اسماعیل ،حسین و دیگر دوستان نیز هم،به امید آزادی این دوستان از بند.

۲-چقدر لیگ امسال پر استرس بود من که به کلی نا امید شده بودم از قهرمانی استقلال اما به قول گزارشگر بازی در روز فوتبال پاک استقلال به حقش رسید.                   

      

واقعا حق تیمی که ۱۳ هفته در صدر جدول جا خوش کرده بود جز قهرمانی لیگ هشتم نمی تونست باشه.این استقلال چیزی برای قهرمانی کم نداشت فقط میخواست طرفدارش رو دق مرگ کنه.

    

کلی استرس کشیدم تا بازی تموم شد و قهرمان شدیم!!!

     <br/><a href="http://i30.tinypic.com/11kh6qr.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

۳-نماینده نهاد رهبری دانشگاه بوعلی سینا حجت الاسلام والمسلمین کمال‌الدین رازینی درگذشت،امروز صبح سیاووش حاتم این خبر رو به من داد و چقدر متاثر شدم.هر وقت درباره این روحانی باشرف حرف میزدم دوستان با تعجب می پرسیدند نماینده نهاد در دانشگاه شما واقعا اینقدر کار درست هستش!؟

اما باید بگویم او بسیار انسانی صادق، شریف و با سجایای اخلاقی فراوان بود که جای خالیش را زین پس احساس خواهیم کرد.حاج آقا بسیار پای اخلاق ماندند و اگر ایشان نبودند تاکنون از دانشگاه اخراج شده بودم و انصاف ایشان همیشه مانع این اتفاق بود.

                          

در خرداد ماه ۸۲ که همراه بود با بازداشت فعالین دانشجویی در همدان حاج آقا رازینی به ملاقات دانشجویان رفته و برای آزادیشان تلاش فراوانی کردند و اقداماتی از این دست که در کارنامه ایشان فراوانند.

یاد روزی می افتم که بر سر کلاسش حاضر شدم و با یکدیگر بر سر ولایت مطلقه به بحث پرداختیم و ایشان با صبوری در مقام دفاع برآمدند یا روز ی که با عصبانیت می گفتند حاضر به برقراری دیالوگ بر سر مسائل سیاسی با من نیستند اما از من به عنوان یک دانشجو در کمیته انضباطی دفاع خواهند کرد.روحش شاد و خدایش بیامرزد.

 

 

|+| نوشته شده توسط امین نظری در یکشنبه ششم اردیبهشت 1388 | موضوع: |
 

azar۱.jpg

سراپا اگر زرد و پژمرده ایم

ولی دل به پاییز نسپرده ایم

چوگلدان خالی،لب پنجره

پراز خاطرات ترک خورده ایم

اگر داغ دل بود،ما دیده ایم

اگر خون دل بود،ماخورده ایم

اگر دل دلیل است،آورده ایم

اگر داغ شرط است،ما برده ایم

اگر دشنه ی دشمنان،گردنیم!

اگر خنجر دوستان،گرده ایم!

گواهی بخواهید،اینک گواه:

همین زخم هایی که نشمرده ایم!

دلی سربلند و سری سر به زیر

از این دست عمری به سر برده ایم.

|+| نوشته شده توسط امین نظری در پنجشنبه دهم بهمن 1387 | موضوع: |
 
"بازهم۱۸تیر همراه بود با بازداشتهای گسترده دانشجویان" این خبر در روزی که نشست غرب کشور در همدان برگزار شد مورد بررسی قرار گرفت و چقدر متاسف کننده بود که حاکمیت خشم خود در شکست مذاکرات دپیلماتیک بر سر منقدان خود که جنبش دانشجویی در حال حاضر تنها منتقد وضعیت موجود می باشد خالی میکند.اما روز پس از رفتن محمد هاشمی از همدان او به همرا بهاره هدایت دو عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت نیز به جمع بازداشت شدگان پیوستند.

روزی که دانشجویان چپ را بازداشت کردند نوشتم کاری جز آروزی پایداری، مقاومت و آزادی برایشان از ما ساخته نیست و امروز هم همین آرزو را برای یاران دبستانیم:محمد هاشمی،بهاره هدایت،علی قلی زاده،علی صابری،رضا عرب،سلمان سیما،مجید اسدی،اشکان آرشیان،مهدی خدایی،امیر سرابی،مهدی قدسی،مجتبی عمادپور،سجاد رجبی،محمدمیزبان،فرزاد حسن زاده،محمد زراعتی و (سه دانشجوی پلی تکنیک که ماههاست در زندان به سر می برند) احمد قصابان ،مجید توکلی و احسان منصوری دارم و امیدوارم هر چه زودتر این دوستان را درکنار خود ببینیم.

مدعیان اصلاح طلبی و احزاب فرصت طلب بازهم در برابر بازداشت های غیر قانونی دانشجویان سکوت کردند تا نشان دهند برای رسیدن به قدرت حاضرند بر سر شرافت انسانیشان نیز معامله کنند.

درود بر دانشجویان ایران زمین که این روزها تاوان پیروزی های مکررشان را در دانشگاهها پرداخت میکنند و لعنت بر دشمنان آزادی که تمام ایران را به زندانی بزرگ تبدیل کرده اند.

من درین گوشه که از دنیا بیرون است،

آسمانی به سرم نیست.

از بهاران خبرم نیست.

آنچه میبینم دیوارست.

آه،این سخت سیاه

آن چنان نزدیک است

که چو بر می کشم از سینه نفس

نفسم را بر می گرداند.

ره چنان بسته که پرواز نگه

در همین یک قدمی می ماند.

کور سویی زچراغی رنجور

قصه پرداز شب ظلمانی است.

نفسم می گیرد

که هوا هم اینجا زندانی است.

 

 

|+| نوشته شده توسط امین نظری در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387 | موضوع: |
 مسمومیت غذایی در دانشگاه بوعلی

۱-ابتدا درود می فرستم بر شرافت دوستانم در دانشگاه تربیت معلم و پایمردی این دوستان را می ستایم که خون تازه ایی در شریان های جنبش دانشجویی ایران به گردش در اوردند.پیروزی یاران دبستانی ما فصل تازه ایی را دربرابر فعالین جنبش مدنی در ایران گشوده است که میتوان با پیش رو داشتن تجربه دانشجویان تربیت معلم استراتژی های جدید و درستی را اتخاذ نمود.

 ۲-نشست انتخاباتی تحکیم برگزار شد بی انکه انتخابی صورت بگیرد که فضا مبتذل تر از ان بود که بتوان تا پایان ان نشست وانتخاب کرد.اگر تا پایان می ماندیم و برگزار می شدمطئنا هیچ کارامدی نداشت که دیگر اعضای جدید شورای مرکزی هیچ اعتماد و تعهدی به یکدیگر نداشتند. و چقدر تلخ بود این نشست برای من،هرگز تصورش را نیز نمی کردم روزی اینچنین در فضای الوده و مسموم تنفس کنم.تحکیم تمام امال و ارزوهای دوره دانشجویی مرا تشکیل  می داده و می دهد اما نمی دانم چگونه می شود که در همین مجموعه که تمام اعضایش صادقانه در راه ازادی و دموکراسی خواهی با یکدیگر و در یک سنگر می جنگند بر علیه دشمنی واحد اینچنین در فضای مه الوددست به تهمت زدن و انگ زدن نمود.اعضای فعلی شورای مرکزی که بیشترین هزینه را داده اند امروز متهم هستند به امنیتی بودن و دانشگاه پلی تکنیک به عنوان قلب تپنده جنبش دانشجویی ایران متهم به حکومتی بودن و کارگزارانی.دلم می گیرد وقتی میبینم دوستان اینچنین بی مهابا می تازند بر هر انچه هست.دلم سخت تر می گیرد ان هنگام که می بینم من نیز در صف متهمان هستم!!!!!هیچگاه تصورش را هم نمی نمودم بعد از پنج سال فعالیت و خدمت در سنگر انجمن روزی متهم به اطلاعاتی بودن شوم ان هم از سوی کسانی که دعایه اخلاق را در کلام دارند.هیچ نمی گویم و فقط یاداوری میکنم دوستان خوب من اخلاق را کمی فقط کمی رعایت کنیم که در این فضا انکه خوشحال می گردد و نهایت استفاده را می کند همین سیستم اطلاعاتی و کسانی هستند که در هر فرصتی به تحکیم و تحکیمیون می تازند.راستی این را هم بگویم اینجا(تحکیم وحدت)که از نظر دوستان کثافت خانه ایی بیش نیست خانه ارزوهای بسیاری از جمله من است لطفا کمی ارم تر گوشها این روزها تیز شده است تا بشنوند انچه خوششان می اید.اب در اسیاب این فرصت طلبان....نریزیم.

۳-دانشجویان دانشگاه بوعلی با مسمومیت شدید غذایی روبرو شده اند به حدی که بیمارستانها از پذیرش بچه ها امتناع می کنند به خاطر تکمیل بودن ظرفیت.این دومین باری هست که بچه های دانشگاه با مسمومیت عمومی روبرو می شوند.اما اینبار اوضاع وخیم تر از بار قبل است.

در ضمن امشب دانشجویان دانشگاه در خوابگاه دست به تجمع می زنند که می توانید اخبار ان را در خبرنامه بوعلی دنبال کنید.امیدوارم مسئولین غیر پاسخگو در مقابل دانشجویان قرار نگیرند که انوقت خواهند فهمید بوعلی کجاست و دانشجویان با غیرتش تا کجا پای حقوق و مطالبات به حقشان خواهند ایستاد.هم خانه ایم را که بیمارستان بردم پرستار میگفت این سیصد و هفدهمین دانشجویست که امروز بستری می شود نگران دوستان دانشجویی هستم که حالشان خوب نیست و فردا هم امتحان دارند.امیدوارم مسئولین برای این بچه ها فکری بکنند و بتوانند به دانشجویان درباره علت این مسمومیت جواب درست و قابل قبول بدهند.البته بعید می دانم در فضای ارام حاضر باشند پاسخی بدهند این هم از سیاست های مدیران ناکارامد دولت نهم می باشد.

متن این خبر را در اینجا بخوانید.

این هم خبر تکمیلی.

 

|+| نوشته شده توسط امین نظری در جمعه بیست و چهارم خرداد 1387 | موضوع: |
 
 
بالا